أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
166
قانون ( فارسى )
فصل آخر - كنشها مىگوئيم : برخى از كنشهاى ساده ( مفرده ) مانند هضم از يك نيرو سرمىزند و برخى مانند اشتها به غذا نتيجهء دو نيرو مىباشد . اشتهاى غذائى كنش نيروى جذبكننده طبيعى و نيروى حسكنندهاى است كه در دهانهء معده وجود دارد . نيروى جذبكننده رشتههاى طولى را به حركت درمىآورد و هرآنچه با خود آورده است مىگيرد و رطوبتها را مىمكد . نيروى حسكننده بوسيله اين تاثيرپذيرى بر حس مىآيد و سوداى اشتها را تحريك مىكند . دربارهء اين سودا بحث كردهايم . علت اينكه اشتها به غذا به كنش دو نيرو نياز دارد اين است كه اگر نيروى حسكننده را آسيبى رسد احساس گرسنگى و اشتها را از دست مىدهد و هرچند به غذا نيازمند باشد . اشتها از بين خواهد رفت . همچنين كنش بلع نيز بر اثر دو نيرو است كه يكى نيروى جذبكنندهء طبيعى و ديگرى نيروى جذبكنندهء ارادى است . نيروى جذبكنندهء طبيعى كار خود را بوسيلهء رشتههاى طولى كه در دهانه معده و مرى وجود دارد انجام مىدهد و نيروى جذبكنندهء ارادى اين كار را بوسيله رشتههاى ماهيچهاى بلع صورت مىدهد . اگر يكى از اين دو نيرو از كار افتد ، بلع به اشكال دچار مىشود . اگر يكى از اين دو نيرو از كار نيفتاده باشد ولى هنوز براى كنش دست به كار نشده باشد بلع موجب زحمت مىگردد . مگر نمىبينى وقتى اشتها نداريم و يا وقتى از چيزى متنفريم به زحمت مىتوانيم آن را ببلعيم . در اين حالات چون نيروى جذبكنندهء طبيعى ( آرزومندى ) رويگردان مىشود ، جذبكنندهء ارادى نمىتواند بلع را به انجام كار خود وادارد . عبور غذا نيز مانند اشتها و بلع به دو نيرو نيازمند است : اول نيروى دفعكننده كه غذا را از اندامى كه بايد از آن جدا شود دفع مىكند ، دوم نيروى جذبكننده كه غذا را به سوى اندامى كه بايد غذا به آن برسد مىكشاند . به همين طريق است بيرون ريختن مواد زائد از هر دو راه پس و پيش بدن . شايد منشاء كنش دو نيروى نفسانى و طبيعى باشد و ممكن است علت آن نيروئى با كيفيتى باشد مانند سرد گردانيدن بازدارنده مواد . اين سرد گردانيدن نيروى دفعكننده را كمك مىكند تا در برابر خلطى كه به اندام مىريزد مقاومت كند ، آن را دفع كند و بازپس گرداند . اين حالت سردى در سرشت خود دو كار انجام مىدهد : نخست اينكه نمىگذارد گوهر ريزشكننده غلظت پيدا كند . دوم اينكه مانع تنگ شدن سوراخهاى ريز ( مسام ) مىگردد . علاوه بر اين دو كار ، كار سومى هم دارد كه آن را بوجه عرضى - نه ذاتى - انجام مىدهد و آن اينكه نمىگذارد گرمى جذبكننده خاموش گردد . كيفيت نيروى جاذبه براى جذب راههائى دارد كه با همهء آنهائى كه ذكر كرديم برابرست . اضطرار خلاء ( ايجاد اضطرارى خلاء ) نخست لطيف را مىكشد و بعد غليظ را جذب مىكند . ليكن نيروى جذبكنندهء طبيعى چيزى را مىكشد ( جذب مىكند ) كه مناسبتر است و يا كشيدن آن ويژگى طبيعى اوست . شايد هرچه متراكمتر باشد مناسبتر و داراى ويژگى بيشترى باشد .